درمورد گزارش دلكش اين سفرها نهتنها به ابنبطوطه، بلكه به كاتبش ابنجُزًي مديونيم، كه تقريرات ابنبطوطه را نوشته است. او به نوشتن آن تقريرات اكتفا نكرده، بلكه يادداشتهاي وي را اصلاح كرده و برخي پيرايههاي ادبي و اطلاعات اضافي از روايات پيشين بر آن افزوده است.
گرچه وي اضافات را با واژهٴ قال ابنجزي1 مشخص كرده، احتمالاً اضافات و حك و اصلاحات ديگري مكتوم مانده است. از آنجا كه چنين مسائلي ماهيتاً حلنشدني است، بهتر است
سفرنامهٴ ابنبطوطه را كه در سال 1355 تأليف شده، اثر مشترك آن دوتن بدانيم، كه ابنبطوطه خالق اصلي و قهرمان آن است.
در سفرنامه چندان توجهي به جغرافياي طبيعي نشده؛ علماي مسلمان به مردم بيش از آب و هوا، گياهان و جانوران توجه داشتند. ابنبطوطه هم از اين قاعده مستثني نبود و كتابش شاهكار جغرافياي انساني است. پيداست كه ابنبطوطه تصوري از نقشه در ذهن نداشت، چون بهياد ندارم حتي يك بار ذكري از نقشه كرده باشد، در حالي كه بنابر تصور، اگر هم براي تعيين منزل به منزل خط سيرش نيازمند نقشه نبود، براي تنظيم سفرهايش به آن احتياج داشت. يك استثناي عجيب در اين مورد اشارهاش به نقشهٴ جبلطارق است كه اگر توصيف او را درست فهميده باشيم، يك نقشهٴ برجسته يا كندهكاري شده بوده و قديميترين مورد در نوع خودش كه ذكر شده است.
ابنخطيب، مورخ نامدار اندلسي كه تا سال 1374 زنده بود، گزارشي از سفرش به غرناطهٴ شرقي و توصيفي از شهرهاي اندلس و كتابخانههايش نوشت. ابنخلدون دريافت كه عوامل جغرافيايي در رفتار مردم موٴثر است و در مقدمهٴ جاودانياش اين عوامل را بهتفصيل شرح داد. وي با
جغرافياي بطليموس و ادريسي بهخوبي آشنايي داشت و تقسيمات مرسوم قديمي را درمورد هفت اقليم، هفت دريا و غيره دنبال كرد. وي اهميت نسبي نژاد و محيط، طبيعت و پرورش را توصيف كرد.
اهميت و اعتبار ابنخلدون را در مقام متفكر جغرافيا هم مانند تاريخ نميتوان منكر شد.
مسئلهاي درمورد جغرافياي سودان غربي درخور توجه ويژهاي است، زيرا نشانهٴ جهل بنيادي است كه در آن زمان وجود داشت و ناگزير قرنها دوام يافت، تا وقتي كه جاهاي كشفشده بهوسيلهٴ جهانگردان بهطريق رياضي تعيين نشده و ارتباطشان با نقاط ديگر بر روي نقشههاي معتبر انتقال نيافته بود. منظورمان ابهام و اسراري است كه در مورد رود نيجر، بزرگترين رود آفريقا پس از نيل و كنگو وجود داشت.
ابنخلدون و ابنبطوطه هردو چنان از نيجر سخن ميگويند كه گويي شاخهاي از نيل است؛ در واقع آن را نيل مينامند. براي درك اين مطلب لازم است نگاهي به گذشته و آينده بيفكنيم.